مهمه و مهم گرفته میشه یا نمیشه و... خیلی ها مطلب نوشتید اما من میخوام در این مورد جور دیگه
ای بنویسم،
میخوام امروز که روز منه حس و حالم رو براتون بگم، حس و حالم از این چهار سال که
از آشنایی من و همسرم میگذره ... تو این چهار سال روزهایی که احساس خوشبختی تمام وجودم رو
گرفته و از این حس زیبا لبریز شدم خیلی غالب بوده و این یعنی آخره خوشبختی...
یعنی اینکه
اونقدر همسرت مهربون و دوست داشتنی باشه که تو روز زن بیای و بگی همسر عزیزم، حامد جان تو
بهترین و مهربون ترین و با احساس ترین مردی هستی که خدا آفریده،
دیشب با جشن کوچولوی دو
نفره و کادوی خیلی دوست داشتنیت (که باز هم مثل همیشه غافلگیرم کردی
) منو عاشق تر و
سرمست تر کردی. بی نهایت ازت ممنونم. ![]()
این روز رو به همه تبریک میگم. امیدورام روزی بیاد که همه ی بچه ها از ته دل این روز رو به مادراشون
تبریک بگن.![]()
پی نوشت: دیدن بعضی از افراد آرزوی بعضی از ماست! امروز یکی از آرزوهای دیداری من به حقیقت
پیوست، شخصی رو دیدم که بسیار دوستش دارم و هیچوقت فکر نمیکردم بتونم از نزدیک ببینمشون،
اما امروز من استاد بزرگ محمود فرشچیان رو از نزدیک دیدم و باهاشون صحبت کردم. خیلی احساس
خوبی دارم.

برچسبها: عشق





